معرفی کارلوس کاستاندا

کارلوس کاستاندا (۲۵ دسامبر ۱۹۲۵ پرو- ۱۹۹۸) نویسنده پرطرفدار آمریکایی کتاب‌های شمن‌باوری بود.

 دوازده کتاب وی که به ۱۷ زبان ترجمه گردیده و ۸ میلیون نسخه فروش داشته‌اند باعث ایجاد جنجال و توجه فراوان در میان علاقمندان به فلسفه و مردم شناسی گردیده‌اند. وی در بخش اول این کتب تجربیات خود را در ملاقات با فردی بنام دون خوان بازگو می‌کند. دن‌خوان یک سرخپوست مسن جنوبی است که در زمینه تصوف از نوع سرخپوستی به مقام استادی دست پیدا کرده است. تجربیات کاستاندا مشتمل بر اتفاقاتی است که خود آن‌ها را واقعیات غیرعادی می‌نامد. بخش دوم کتاب او شامل جمع‌بندی و تحلیل او از این وقایع است. کاستاندا یک محقق مردم شناس است و در ابتدای کار مانند بسیاری از انسانهای عادی که وقایع متافیزیکی را تجربه نکرده‌اند، در زمان مواجه شدن با این وقایع دچار نوعی حالات سردرگمی و در عین حال اعتماد می‌گردد. سوالات و پاسخ‌های ردوبدل شده بین او و دن‌خوان موید این حالات می‌باشد. او پس از سه سال تعلیم درمی‌یابد وقایعی که در زمان خلسه بر او می‌گذرد ریشه‌ای خارج از ذهن او دارد . کاستاندا پس از حدود پنج سال تعلیم در مواجه شدن با آخرین تجربه خود در این زمینه دچار ترس و وحشتی حاد می‌گردد. ترس کاستاندا از مواجهه با این واقعه او را از ادامه پیمودن مسیر به سوی مقامی که دن‌خوان آن را مقام مرد دانا می‌نامد باز می‌دارد. او خود علت سر باز زدن از ادامه تعلیمات را شکست از ترس عنوان می‌نماید.

بسیاری ازدوستان و نزدیکانش معتقدند کاستاندا دروغگوست و در مورد از سرگذارندن تجربیات عرفانی اش مارا می فریبد برخی از شخصیت های واقعی که کاستاندا از آن به عنوان افراد حلقه خود یاد کرده ، مدعی اند هیچگاه شخصا دون خوان را ملاقات نکرده اند. همسر کاستاندا در کتابی که پس از مرگ شوهرش نوشت به نکته تکان دهنده ای اشاره کرد ، کارلوس جملات نغزی که این سو آن سو می شنید در کتاب هایش به زبان مرشد سرخپوستش دون خوان ماتیوس جاری می ساخت.

او می گوید یک بار جمله عالمانه ای که کودک خردسالش بر زبان رانده ، کاستاندا بی تغییر از قول دون خوان نقل کرده است . زندگی کاستاندا در نوجوانی و جوانی نشان می دهد اویک سرخورده هنری است.چندین سال زیر نظر استادان مشهور، مجسمه سازی و نقاشی آموخت، بی حاصل. سالهای آغازین دهه ۶۰ ، اوج گسترش هیپی گری است.مصرف مواد مخدر و اعتقاد به مذاهب کنونی از ارکان زندگی هیپی هاست. مخالفان کاستاندا معتقدند این سالها، فرصت طلایی است برای دانشجوی گمنامی چون او که محبوبیت و شهرتی که از راه هنر کسب نکرد، به دست آورد.« تعلیمات دون خوان » در ۱۹۶۸ منتشر شد.

Leave A Reply

Your email address will not be published.