انرژی فنگ شویی

«فرانک ایکرمن» مدرس و کارورز یکی از روش‌های فنگ‌شویی است. او چنین اظهار می‌کند که دانشش را مدیون سرچشمه و مبداء آن است که بر اساس  غیب‌گویی در سیستم‌های باستانی شکل گرفته است. او می گوید که این سیسیتم‌ها ریشه در دوران آتلانتیس دارند.

فرانک و شاگردش «پاتریشیا بنکه» بهترین راه را برای این‌که چیزی در رابطه با این روش یاد بگیریم اجرای عملی آن دانست و پیشنهاد کرد که در دفتر مرکزی نشریه کیندرد اسپیریت آن را اجرا کند.

 

او در یک بعد از ظهر روز جمعه که دفتر خیلی شلوغ بود از راه رسید. با وجود حضور ما و فعالیت‌هایی که در محل ‌داشتیم، او انسداد انرژی را در مناطقی از ساختمان تشخیص داد. تشخیص او کاملاً منطبق بر دریافت‌هایی بود که ما نیز در آن مکان‌ها حس می‌کردیم. پاتریشیا تفاوت این سیستم را با دیگر سیستم‌های فنگ‌شویی در حین اجرا توضیح داد: «اگرچه که فنگ‌شویی به ظاهر یک هنر برای ایجاد هماهنگی در درون و بیرون فضای ساختمان به‌نظر می‌رسد، اما در اصل این هماهنگی به انرژی فنگ‌شویی (که گاهی روح فنگ‌شویی نیز نامیده می شود)، یعنی سرچشمه و مبداء و منبع این سنت مربوط است. آن چه ‌که این روش را از دیگر فنگ‌شویی‌ها جدا می‌کند این حقیقت است که در این نوع، سیستم‌های نافذ انرژی در یک فضا مستقیماً در همان سطح انرژی متعادل می‌شود.

در این نوع انرژی فنگ‌شویی نیازی به جابه‌جایی مبل‌ها نیست، و یا اینکه به دیوارها ضربه زده شود، و یا اشیای اضافی در منزل قرار داده شود. این از یک الگوی ثابت و یا استفاده از اشکال هندسی خاصی پیروی نمی‌کند. در واقع اجرای این نوع فنگ‌شویی به‌سادگی یک درخواست و یا نیت است که کارورز درک ‌می‌کند، و تشخیص می‌دهد که فضا چگونه است، و افرادی که در آنجا زندگی یا کار می‌کنند به چه چیزی نیاز دارند.

کلید انجام کار این است که کارورز به‌طریق به‌خصوصی نگاه کند و سیستم‌های انرژی موجود در فضا را ببیند و تشخیص بدهد که آیا جایی وجود دارد که در آن، انرژی مسدود و یا شدیداً قطبی شده باشد و بر اساس این تشخیص سیستم انرژی را با کمترین دستکاری و یا دخالت تغییر دهد».

وقتی ما راجع به این موضوع با فرانک ایکرمن _ بنیان‌گذار این سیستم- صحبت کردیم او راجع به اشکالاتی که سیستم‌های فنگ‌شویی می‌توانند برای زندگی ایجاد کنند این چنین گفت: «اغلب این سیستم‌ها نمی‌توانند با موقعیت‌ها هماهنگ شوند. تئوری‌هایی هستند که گرایش به تکیه کردن به یک قانون خاص دارند اما زندگی خیلی به ندرت شرایط خاص مورد نظر آن تئوری را به وجود می‌آورد. شخصی که برای سال‌ها در مکانی زندگی می‌کند، ناخودآگاه انرژی‌های آن مکان را تغییر می‌دهد. این چیزی است که لازم است در نظر گرفته شود، بنابراین حتی اگر سیستم صحیح و درست باشد با این حال ممکن است بازتاب لازم در زندگی را موجب نشود».

پاتریشیا توضیح داد که این سیستم از یک سری قوانین ثابت و قطعی پیروی نمی‌کند: «چیزی که من برای بیشترین بهره در نظر می‌گیرم این است که از طریق جاری شدن صحیح انرژی، انرژی‌هایی که در فضای کاری یا زندگی افرادی که در آنجا هستند، تغییر کند. نتایج تغییراتی که به‌وجود می‌آیند، در هر زمانی متفاوت است، زیرا برای هر کسی این تغییرات می‌تواند و یا لازم است متفاوت باشد.

این نمونه فنگ‌شویی چنین وعده‌ای نمی‌دهد که به محض درخواست کسی، به‌عنوان مثال درخواست افزایش پول از یک فنگ‌شوکار، پولش به شکلی جادویی زیاد شود، یا تمام مشکلاتش حل شود. ولی چیزی‌که این روش تضمین می‌کند این است که تغییرات انرژی حاصله درجایی که لازم است، حمایتش کند و البته در مراحل بعدی نیاز به تغییر انرژی در خود فرد است.

ارزیابی و مشاهده پاتریشیا در مکان ما به سرعت و با دقت بالایی انجام شد. او توضیح داد که او در یافتن سیستم انرژی ابتدا ضعیف‌ترین مکان را جستجو می‌کند. این مکان ممکن است که در یک اتاق باشند، یا در کل خانه و یا در باغچه و محیط اطراف باشد. سپس او مناطق ضعیف را از نو متعادل می‌‌کند تا سیستم انرژی تغییر یافته را در آن مناطق به جریان بیاندازد.

قاعده کلی این است که ابتدا انسدادهایی که در انرژی وجود دارد، برطرف شود، انرژی‌های اضافی بیرون بروند، سپس سطح انرژی مثبت بالا برود. لازم است آهنگ و ارتعاشات هماهنگ با آن فضا را پیدا کرد تا فهمید که چه چیزی برای افرادی که در آنجا زندگی یا کار می‌کنند، ایده‌آل است.

پاتریشیا، بعد از شناسایی مناطقی که مشکل داشتند، نمادهای ساده‌ای را بر روی برگه‌هایی نقاشی کرد و آنها را در مکان‌های مناسب بر روی دیوارها، زمین و سقف‌ها چسباند. او توضیح داد که می‌خواهد موقعیت نمادها را مشخص کند و ظرفیت اتاق را افزایش بدهد چون که احساس تنگی جا می‌کند و بعد او در هر یک از مناطقی که انتخاب می‌کرد یک کبریت آتش زد و آن را در طول آن نماد به‌حرکت درآورد.

اساساً این روش یک شیوه کاملاً در دسترس است. تئوری‌های چندانی ندارد و بیشتر تمرینی است. پاتریشیا در مورد نمادهایی که علامتشان فرق دارد توضیح داد که تفاوت این نمادها، در یک فضای خاص جریان انرژی، کیفیت و مسیر آن را از راه‌های مختلفی تحت تاثیر قرار می‌دهد. به عنوان مثال، یک نماد برای شناسایی انرژی در سطوح عمودی یک مکان است، یکی برای سطوح افقی (مثلاً برای شناسایی اختلالات الکتریکی زیرزمینی یا آبراهه‌ها مناسب است)، یکی برای راندن انرژی نامطلوب به بیرون از آن مکان و دیگری برای دعوت کردن انرژی خوب به داخل مکان.

فرانک این روش را برای تغییر و یا تبدیل و یا … انرژی در انسان با طب سوزنی ادغام کرده است؛ و از طریق آن تشخیص می‌دهد که قطب‌های مریدین‌ها احتیاج به توجه دارند. شناختن این که کدام قطب باید به کار رود، چیزی است که این سیستم را شفابخش کرده است، دقیقاً همین امر در ساختمان‌ها نیز به کار می رود. شناختن این‌که کدام قسمت ساختمان منطقه حیاتی آن است. کبریت مثل یک کلید آتش سوزی است که نمادها را روشن می‌کند و باعث به کار افتادن ‌آن‌ می‌شود.

 

من و چند تن از دوستانم که شاهد عملیات پاتریشیا بودیم به وضوح تغییراتی که به وجود می‌آمد را لمس ‌کردیم، عجیب این بود که همه این تغییرات قابل توجه تنها حاصل همان کارهای ساده بودند که پاتریشیا انجام ‌داد.

 

       نشریه کیندرد اسپریت

                                          

Leave A Reply

Your email address will not be published.