آموزه هایی از کتاب قدرت سکوت

 

آموزه هایی از کتاب قدرت سکوت

انسان با مقدار ناچیزی انرژی پای به این جهان می نهد که به طور سیستماتیک گسترش می یابد. این گسترش از لحظۀ تولد شروع می شود تا در اثر شرایط زمان حتی المکان مورد استفاده قرار گیرد.

شرایط زمان، دستۀ جامعی از میدانهای انرژی است که ما درک و مشاهده می کنیم. فکر می کنیم که ادراک انسانها در طی قرنها مشاهده دگرگون شده است. زمان واقعی شرایط را تعیین می کند. بله زمان تصمیم می گیرد که کدام یک از دسته های جامع میدانهای انرژی که تعداد آنها نیز از حد فزون است مورد استفاده قرار گیرد، بررسی شرایط مان – تعدادی اندک از میدانهای انرژی برگزیده – تمام انرژی قابل دسترس ما را مصرف می کند و چیزی برایمان باقی نمی گذارد تا کمکمان کند تا از میدانهای انرژی دیگر بهره گیریم.

برای مشاهده و درک دنیاهای دیگر لازم است که ساحران گروهی از میدانهای انرژی را به کار گیرند که آدم معمولی از آن استفاده نمی کند.

آنچه به مرور زمان می آموزی ساحری نیست. بیشتر می آموزی که انرژی ذخیره کنی؛ و این انرژی تو را قادر می سازد تا با چند میدان انرژی که اکنون در دسترس تو نیست سر و کار داشته باشی. ساحری وضعیتی از آگاهی است. ساحری توانایی و درک مشاهده چیزهایی است که دریافت معمولی ما قادر به درک و مشاهدۀ آن نیست.

آنچه به آن محتاحیم معلمی است که ما را متقاعد کند که قدرتهای بیشماری در دسترس ماست.

اگر به آن قدرت دست یافتیم خود بخود از میدانهای انرژی که در دسترس ماست – ولی به طور معمول دست نیافتنی است – استفاده می کند. و ما شروع به «دیدن» – درک و مشاهده – چیزهای دیگر می کنیم؛ نه به عنوان تخیل بلکه کاملا به طور حقیقی و محسوس. بعد ما بی آنکه کلمات را به کار گیریم شروع به دانستن می کنیم. و آنچه هریک از ما با این درک و شماهدۀ افزون شده، با این معرفت خاموش انجام می دهد بسته به خلق و خوی اوست.

قصد: در جهان نیرویی بیکران و وصف ناپذیر وجود دارد که «قصد» نامیده می شود و مطلقا آنچه در کل جهان هستی موجود است با پیوندی به «قصد» پیوسته است.

مفهوم ساحری می تواند عمل تطهیر پیوند شخص با «قصد» تعریف شود.

فهمیدن و به مرحله عمل در آوردن «طرز عمل تطهیر» باعث شد دو دسته آموزش یکی در حال آگاهی روزمره و دیگری در حالت ابر آگاهی داده شود.

دون خوان از اهمیت یک راهبر «ناوال» صحبت کرد و اینکه مرد یا زنی است با انرژی خارق العاده که بینندگان او را همچون کره ای درخشان با چهار قسمت «می بینند». آنها آرامش و هماهنگی، خنده و معرفت را مستقیما از سرچشمه آن، از «قصد» می گیرند.

با یاری این دو نوع آموزش استادان می توانستند کارآموزان را به سوی سه حیطۀ تخصص سوق دهند: تسلط بر آگاهی؛ هنز «کمین و شکار»؛ و تسلط بر «قصد». سه چیستان برای رویارویی:

تسلط بر آگاهی، چیستان ذهن است یعنی گیجی و حیرتی که ساحران به محض آنکه راز شگفت انگیز و پهناوری ادراک و آگاهی را شناختند دچار آن می شوند.

هنر «کمین و شکار کردن» چیستان دل است یعنی سرگشتگی که ساحر به محض آنکه این دو واقعیت را شناخت دچار آن می شود: اول آنکه دنیا به دلیل ویژگیهای آگاهی و ادراک به گونه ای تغییر ناپذیر واقعی و عینی به نظرمان می رسد؛ و دوم انکه اگر ویژگیهای متفاوت درک و مشاهده وارد بازی شوند درست همین چیزهایی که به نظرمان به گونه ای تغییر ناپذیر عینی و واقعی می رسند دگرگون می شوند.

تسلط بر «قصد» چیستان روح یا تناقض تجرید است یعنی افکار و اعمال ساحران در فضایی فراسوی شرایط بشری ما طرح ریزی می شوند.

آموزشهای دون خوان دربارۀ هنر کمین و شکار کردن و تسلط بر قصد منوط به آموزشهایش درباره تسلط بر آگاهی بودند که مبنای آموزشها بود و شامل قضایای اساسی زیر بود.

۱- کیهان مجموعه ای بی پایان از میدانهای انرژی است که همانند رشته های نور است.

۲- این میدانهای انرژی که فیوضات عقاب نام دارد، از منبعی متناسب و تصور ناپذیر متشعشع می شود که به استعاره عقاب نام دارد.

۳- انسانها نیز متشکل از تعداد بی پایانی از همان میدانهای انرژی رشته گونه اند. فیوضات عقاب تودۀ روکش شده ای را شکل می دهد که همچون گوی درخشانی متجلی می شود. این وی درخشان به اندازۀ جسم شخص با دستهایی در پهلو گشوده، مانند تخم مرغ درخشان و غول پیکری است.

۴- نقطۀ بسیار درخشانی که بر سطح گوی جا دارد تنها گروه بسیار کچکی از میدانهای انرژی، در درون این گوی فروزان را روشن می کند.

۵- به محض آنکه میدانهای انرژی در این گروه کوچک نقطۀ درخشان را احاطه کرد و انوار خود را به میدانهای انرژی مشابه در خارج از گوی تاباند، درک و مشاهده روی می دهد. چون تنها آنمیدانهای انرژی درک پذیرند که نقطۀ درخشان آنان را روشن می کند، این نقطه را محلی که ادراک انباشته شده و به یکدیگر می پیوندد یا به طور خلاصه پیوندگاه می نامند.

۶- پیوندگاه م یتواند از جایگاه عادی خود در سطح بیرونی گوی درخشان به محلی دیگر در روی سطح بیرونی یا در داخل گوی نقل مکان کند. از انجا که درخشش پیوندگاه می تواند تمام میدانهای انرژی را که با آنها تماس حاصل می کند روشن کند؛ به محض آنکه به محل جدیدی حرکت کرد، بی درنگ میدانهای انرژی جدیدی حرکت کرد، بی درنگ میدانهای انرژی جدید را روشن و درک پذیر و قابل مشاهده می کنند. این درک و مشاهده را «دیدن» می نامند.

۷- به محض آنکه پیوندگاه جابجا شد، درک و مشاهدۀ کامل دنیای دیگر درست مانند مشاهدۀ عادی ما، به گونه ای عینی و واقعی امکان پذیر می شود. ساحر می تواند به هر دنیای دیگری برود تا در انجا انرژی، قدرت و راه حلی برای مشکلات ویژه یا کلی بیاورد و یا با چیزهای تصور ناپذیری مواجه شود.

۸- «قصد» نیرویی نافذ است که موجب درک و مشاهدۀ ما می شود. این طور نیست که از چیزی خبر می یابیم چون مشاهده و درک می کنیم. بلکه در نتیجۀ فشار و ورود ناخواندۀ «قصد» آن را مشاهده و درک می کنیم.

۹- ساحران برای این هدف می کوشند که به حالت آگاهی مطلق دست یابند تا تمام امکانات درک و مشاهده را که در دسترس انسان است تجربه کنند. این حالت از آگاهی حتی نوع دیگری از مردن است.

 

برگرفته از کتاب قدرت سکوت – نوشته کارلوس کاستاندا – برگردان مهران کندری

منبع:

https://sites.google.com/site/thelightmessage/don-juan-matus/some-parts-of-power-of-silence-book

You might also like More from author

Leave A Reply

Your email address will not be published.